نقدها

1398/4/26
از زیر درختان زیتون تا سیستم هشدار دهنده‌ی زلزله
در "وسوسه‌های ناکوک" بود که می‌خواندم، می‌گفت: "زلزله چیز غریبی است. چشم باز می‌کنی می‌بینی وسط تپه تپه‌های گلی هستی که اول از همه سقف سفالی‌اش را چیده‌اند اما هنوز نمی‌دانند اتاق‌ها را چطور بسازند تا سقف برود بالا. آخر سقف خانه‌ها باید بالاتر از سر و گردن باباها باشد. این بود که ما یک روز صبح پا شدیم و دیدیم سقف‌ها را روی زمین چیده‌اند و همه توی سرشان می‌زنند ..."
1398/4/22
فرار از گذشته، فرار به گذشته
زمان در جهان شرقی ما در دایره‌های کوچک و بزرگ می‌گذرد، باز می‌گذرد، می‌گذرد و باز می‌گردد. سهم گذشته و خاطره از شناخت و بصیرت ما از جهان و آن‌چه از جهان می‌خواهیم گاه چنان عمده است که صورتی آرمان‌شهری به خود می‌گیرد و تمام خواسته‌ی ما از آینده و تمام تلاش‌مان برای ساختن آن بازسازی تمام و کمال گذشته است. ما خاطره بازیم، ما حتی زندگی می‌کنیم که خاطره بسازیم اما جهان، بیرون مرزها و اندیشه‌های ما هرگز منتظر ما نمی‌ایستد. هر روز افق‌های جدیدی بر انسان گشوده می‌شود و هر روز افق‌های جدیدی برای انسان ساخته می‌شود. ما از دوران ساختن سازوکارها به دوره‌ی ارزش بخشیدن به سازوکارهای موجود پا گذاشته‌ایم و این شاید، شاید فرصتی برای بازگشتن ما به مسیر و غافله‌ی جهانی باشد.
1398/3/20
آتش بدون دود نمی‌شود، شهر بدون محله
سال‌های پیش البته نه آنقدر دور که به یاد نیاوریم؛ هم‌محله‌ای بودن یک اتفاق ساده نبود ... یک نوعی از هم‌گروهی بودن را در خود داشت و یک حس و حال غالب ... یعنی وقتی اسم محله‌ای گفته می‌شد همراه بود با یک نشانه که کل محله را توصیف می‌کرد. این نشانه محدود به یک بنای شاخص در محله نمی‌شد شامل صفتی برای افراد محله، کیفیت صدای محله، بوی گیاهان محله، حرفه‌ی موجود در محله، نوع خاص وجود نور و سایه، چینش اجزا و توالی فضا و خیلی چیزهای دیگر بود ...
1397/12/6
ساغری‌سازان ؛ محله‌ای متعلق به دیروز رشت نیست ...
ساعت حوالی 11 پیش از ظهر است، به قصد چرخیدن در ساغری‌سازان دوربینم را برمی‌دارم و راه می‌افتم از خیابان مطهری بروم به داخل بافت ... مجسمه‌ای خسته در آغاز راه باتمام کم و کاستی‌هایش می‌گوید اینجا یک کوچه‌ی معمولی نیست ... اینجا تاریخ ظهور محله‌های دیروز رشت است .... هرچند الان به گذرهای باریک و ماشین‌هایی که عبور و مرور پیاده را سخت کرده‌اند تبدیل شده باشد.
1397/10/17
پلاسکوی نو؛ شش آنتیْ تز
با تاکید بر و پذیرش این واقعیت که طراحی در ایران امروز عملا کنشی انتقادی است و با تاکید موکد بر این گزاره که تصمیم بر شرکت در مسابقه ای همچون "طراحی پلاسکوی نو" یک کنش اخلاقی و از سر مسئولیت پذیری حرفه ای نیز هست فکر می کنم با توجه به استاندارد بالا و کیفیت قابل قبول غالب آثار منتشر شده، می توان با تاکید بر تصاویر و دیاگرام های منتشر شده از پروژه های شرکت کننده و مبنا قرار دادن همین مستندات به نکاتی اشاره کرد که می توان آن ها را الحاقیه های انتقادی بر طرح های ارائه شده دانست، نکاتی که بسط ایجابی و سلبی آن ها نیازمند بسترهای گفت و گویی مفصل تری ایست.
1397/4/13
روایت بهاره چرتابی از مجموعه آثارش
"هیچ زن هنرمند خوش قریحه و برجسته ای در طول تاریخ هنر وجود نداشته است." جمله ای بود که یک روز صبح هنگامیکه به محل کار خود می رفتم از رادیو شنیدم... جمله ای بود که خانم مجری ادا کرد و می خواست نظر شنوندگان را بداند. همین امر باعث شد موضوع کارهایم شود...
1397/4/13
سیما باقر زاده: هر چقدر نگران سلامت طبیعت باشیم، زندگی امن تری برای آیندگان رقم خواهیم زد
شروع فعالیت هنری سیما باقرزاده در حوزه نقاشی مربوط به هنرستان است. وی در رشته ی گرافیک دیپلم خود را گرفته و در دانشگاه رشته ی نقاشی را ادامه داده است. در دوره ی چهار ساله ی دانشگاه، نقاشی را زیر نظر اساتیدی چون؛ دکتر حبیب الله صادقی، دکتر کاظم چلیپا، دکتر مرتضی اسدی و دکتر مرتضی افشاری تجربه کرده است. در ادامه در رشته ی پژوهش هنر در مقطع کارشناسی ارشد به کار پژوهش و تحقیق پرداخته و در کنار آن در کلاسهای آزاد اساتیدی چون ، خانم معصومه مظفری و آقای کاوه تجربه کار نقاشی و طراحی را ادامه داده است.
1397/2/11
ما همه شهروندان یک دنیا هستیم
تمّام اعظم در سال ١٩٨٠ در دمشق به دنیا آمد، مدرك هنری خود را از دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه دمشق دریافت كرد. تمركز او بر روی نقاشی رنگ روغن است. اما در كنار موفقیت او در سوریه در زمینه نقاشی، او همچنان به طراحی گرافیك حرفه ای ادامه می دهد.
<< آخرین صفحه < صفحه بعدی صفحه قبلی > اولین صفحه >>

صفحه شماره: 1

تعداد كل : 48
logo-samandehi